طلوعم را تماشا کن، مرا دست غزل بسپار!
مرا پاکيزه کن از خواب ،از اين لکنت ، از اين تکرار!
رها کن آرزوها را از اين زندان بي ديوار! 
چه ناباور، چه دردآور، سکوتم بي نهايت شد!
چه غمگينانه عشق ما، دچار رنگ عادت شد
یغما گلرویی

|
تبسم نقش نيرنگه! من از شب شاکي ام ، اي يار!
یغما گلرویی
+ نوشته شده توسط شبنم سادات در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 و ساعت
13:38 |
+ نوشته شده توسط شبنم سادات در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 و ساعت
13:20 |
صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو...
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو... تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند!!! صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو + نوشته شده توسط شبنم سادات در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 و ساعت
12:48 |
زمانه به من آموخت: که دست دادن معنی رفاقت نیست بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست! + نوشته شده توسط شبنم سادات در شنبه 19 آبان1386 و ساعت
8:37 |
http://chat.cloob.com/profile/?data=7x7szlzk27zxlev-g4-ae-y-h&them=6">> + نوشته شده توسط شبنم سادات در دوشنبه 16 مهر1386 و ساعت
16:1 |
چشمهایت همیشه می دانند چه کسی را عذاب خواهی داد شک ندارم که اشکهایت را مثل بندی به آب خواهی داد روز ها می روند ، می آیند آبها می رسند تا دریا .... نگران نیستم که شب بشود ، تو به من آفتاب خواهی داد تو دلت خواست عاشقم باشی ؟ یا فقط قرعه ام به نام تو شد چشمهای پر از سوالم را روزگاری جواب خواهی داد هر محرم گلاب می ریزم روی بال کبوتران حرم به امید همان زمانی که تو به دستم گلاب خواهی داد...
+ نوشته شده توسط شبنم سادات در دوشنبه 29 مرداد1386 و ساعت
13:9 |
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند (فاضل نظری)
+ نوشته شده توسط شبنم سادات در یکشنبه 21 مرداد1386 و ساعت
12:26 |
گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس
شيرها خاطرشان هست كه آهوي مني
+ نوشته شده توسط شبنم سادات در چهارشنبه 23 خرداد1386 و ساعت
14:57 |
|
|
|||||